تنهايی

در زندگي به آنهايي دل مي بنديم كه نمي خواهندمان و از وجود آنهايي كه مي خواهندمان بي خبريم شايد اين است تنها دليل تنهائي ما<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمان بارانی

سلام می دونه اگر اون فرشته اسمونی نباشه من می ميرم منتظرتم باز هم بيا

گل يخ

سلام و روز بخير چه خبرها ؟؟ ممنون که باز هم نفر صدم شدی خانومی

گل يخ

ساعت يک منتظر هستم آخه خيلی کار سرم ريخته دختر خوب و نازنين ....فرشته ی روی زمين

ميفروش

سلام . اي گفتي . ! اي گفتي ! چرا راه دور ميري همين خود من ! خيلي هارو مي خوام كه چشم ندارند منو ببينند !!!! حتما خيلي ها هم منو مي خوان (مطمئا هستم ) كه من بيخبرم . بابا بگيد تا منم بدونم !!!! . برقرار باشيد . باي

عباس

سلام دوست عزیز خوب هستید وبلاگ جالبی دارید ........ خیلی قشنگه ... ظاهرشو میگم .. هنوز مطالب رو نخوندم که نظرمو کامل بدم .. ایشالله سر فرصت حتما ... خب دوست عزیز اومدم که دعوتتوون کنم به کلبه ی کوچیک من بیایید .... نمیدونم خوشت بیاد یا نه ؟؟؟ اگه دوس داشتین بیاین اگه دوس نداشتین بازم بیاین بدووونید که با اومدنتون من خیلی خیلی خوشحال میشم ... اومدین تبریک یادتون نره .. شاد زی با وبلاگت [بوسه] ... منتظرم ...

گل يخ

سلام به روی ماهت روبراهی؟؟

گل يخ

خدا را شکر وقتی توکل کنی خودش خيلی بهتر ازهرکسی جواب می دهد باز هم شکر

گل يخ

وقتی ميگن بچه های اصفهان زرنگ هستند واسه همينه ديگه من که الکی حرف نمی زنم

نفيسه

آخييييييييي

امیر متین

دل ساده بنويس از نو بنويس بنويس پشت ديوار لحظه ها هميشه کسي مي نالد او چه کسي است پسري است که از دوردست هاي دور آشنايي مي يابد شبيه مادر که بر گونه هاي ماه اش شکوفه هاي سفيد کوچک نشسته است پشت ديوار لحظه ها هميشه کسي مي نالد و اين بار پسري به ياد سالهاي دور سالي گم سال اي که در فراموشي گذشت فراموش گشت او مي نالد کودکي اش را ديروز را ديروز در غبار را او کوچک بود و شاد با پيراهني به رنگ آبي آسمان [گل][گل][گل]