سکوت

 

تا وقتی که دلت بود پیش دلم گرو

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

دامان مرا سخت گرفتی که مرو

 

حالا که دلت به دیگری مایل شد

 

کفش های مرا جفت کردی که برو

 

/ 32 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
*•.¸¸.•* فيروزه *•.¸¸.•*

سلام سميه گلم. خوبی؟ تو هيچ وقت دوست بی وفای من نبودی . بلکه هر وقت تونستی و امکانش رو داشتی بهم سر زدی. من که اينا رو فرامش نکردم. می دونم که الان يه خورده حالت گرفته است. ولی من چيزی نمی دونستم الان تو وبلاگ نفيسه جون خوندم و نمی دونم که اون عزيز از دست رفته کيه؟ به هر حال اميدوارم صبور باشی ابجی گلم. راستی نيم خوای اپديت کنی . ؟ مرسی که فراموشم نمی کنی سميه مهربونم. بوووووووووووووووس.

amir

دريا موج می زد از پريشانی و چشمان من از پاييز : به او گفتم بيا تا من بهارم شو ؛ بهاريم کن ؛ دلش لرزيد و جوابم داد : تو پاييز باش و خوابم کن ... سلام مهربون .. آپم و منتظر ..

nafiseh

سلام............وبلاگت خيلی باحاله ...موفق باشی

مينا

سلام سميه جون. وبلاگتون خيلي زيباست. به خصوص اون قلب هاي زيبايي كه در حركتند. ميشه كدي رو كه براي اين كار ازش استفاده كردي رو به منم بگي؟ ممنون ميشم. راستي نظرت در مورد تبادل لينك چيه؟

wahid az afghnistan

خيلی جالبه اگه ميخوای ازدرديک هم دردباخبرشوی سری هم به من بزن

حامدفردين

سلام به سميه خانوم اميدی....رباعی جالبی بود...ولی آدم از اول بايد فکر آخرش باشه...به منم سر بزن..خوشحال ميشم..يا حق

علیرضا . ق

باز هم آمدم اگر چه دانم که نخواهی آمد.....منتظر متن جديد هستم.

علیرضا . ق

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟؟ نمیخوای به روز کنی....من به روزم...بیا پیشم دوست من

علیرضا . ق

گفته بودی به روزم....ولی چيزی نميبينم....بازم ميام خانومی....ولی نميدونم چرا هيچ وبلاگی به روز نيست

pesare baba

دواي درد عاشق جز معشوق ........ نيست شربت بيماريه فرهاد را شيرين كنيد