کی راضیه؟؟؟

زندگـی یهبازیه کی از عـــمرش راضـــیه؟!
ابرگـریونه دلـــم چشمـــه خونه دلم
نـــمیتونم دلمـــو راضـــی کنم
ایـــن دل دیوونه رو راضـــی به این بازیکـــنم
یه بهونه برای بـــودن و مـــوندنندارم
تو گلوم بغـــض غمـــه هوای خـــوندنندارم!
همه جـــا سرد و ســـیاه رو لـــبام ناله وآه
سر من بی ســـایبون نـــگه اممونده به راه
دســـت من غـــمگینوسرد تو دلـــم یه گوله درد
نه بـــهاری نه گـــلی پائیزه پائیـــزهزرد...
دلـــی که دلـــدار نداره با زندگـــی کارنداره!
غریـــــــب این دیـــارم یهآشـنا نــدارم
سرم بی ســـایبونهدلـــم یه پارچه خـــونه!
غم تو دلم نشـــسته بال و پرمشـــکســـته
غریـــب این دیـــارم یه آشـــناندارم
ســـرم بی سایـــبونه دلم یهپارچه خـــونه!
همه جا ســـرد وسیـــاه رو لـــبام ناله و آه
سر من بــــی سایـــبون نگه ام مونـــده بهراه
دست من غـــمگین وســـرد تو دلم یه گـــولهدرد
 
   نه بهارینه گـــلی پائـــیزه پائـــــــیزه زرد...   

 

/ 40 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

به نام آنکه مهرش در آسمان قلبم هرگز غروب نخواهد کرد . چه کنم تو بگو !!! وقتي مي خواستم زندگي کنم درها را بستند ، وقتي عاشق شدم گفتند گناه است، وقتي به پرستش روي آوردم گفتند رياست، وقتي گريه کردم گفتند کودکانه است، به خدا به خدا نمي دانم چه کنم تو بگو: وقتي سکوت کردم گفتند عاشق است به خدا ديگر نمي دانم چه کنم تو بگو: وقتي کودک بودم به من آموختند دوست بدار و اکنون که دوست مي دارم مي گويند فراموش کن چه کنم تو بگو . [گل]

گل یخ

[لبخند]توی این دنیای رنگارنگ خیلی لتفاقات می افتد که من دیگه از شنیدن هیچ چیز تعجب نخواهم کرد[گل][گل][گل]

گل یخ

[ناراحت]شعر با معنایی بود حتما یادم می مونه[گل][گل][گل]

گل یخ

[لبخند]سلام خانوم گل امیدوارم روزگار بر وفق مراد بگردد[گل]

گل یخ

[لبخند]لحظه ها درگذرند [لبخند]لحظه ها را دریاب به روز هستم ....یه سر تشریف بیارید ....بد نیست[گل][خداحافظ][گل]

مهدی مهدوی (م.آنیما)

(دوئل) از هرکجای این شعر شروع کنی پشت کرده ام به خود تو را با زندگی ام دوئل کنم هفت : بر مِهر ، مُهرِِ علاقه می کوبی و من زیرِ باران تو را از لبهایم شروع می کنم در ترانه ای به طعمِ خیابان زیرِ پایت پائیز و این خیابانِ بی هدف را کجای جهان مقصدی ؟ که چنان می رویم و وا ماندن چنین که می مانیم و وا رفتن ابر ها چشمِ دیدنمان را ندارند آسمان کور کورانه تار می شود در برخورد رعد ها و برخورداری برق بگذار بازِِ آغوشت را در چتر بازیَم بی امان بارش و فراگیرِ تنت ... شش : چشمانت شورِِ شیرین برق و گلوگاهت رعد های بغض آلود ... پنج : در بارشِ موهایت میانِ باد وزشِ من به فراخوانِ تنت بازمانده آغوشی آغشته از خاک چهار: از هر کجای این شعر شر

بیقرار

فرا رسيدن سال نو مبارك ! انشاءالله سال بسيار خوبي پيش رو داشته باشيد[گل]