اين شعرا برای کسايی نوشتم که اولش خيلی ادعای عاشقی و دوست داشتن ميکنن و خوب اسيرت ميکنن بعد هم ميرن پی کار خودشون.....

هي نشين غصه نخور رفته كه رفته اگه دوست داشت نمي رفت اون كه رفته هي نشين چشم به راه رفته كه رفته اگه عاشق بود نمي رفت اون كه رفته بي خيالش مگه چند سال تو جووني بي خيالش مگه چند سال تو مي موني بي خيالش اينا رسم روزگاره همشون كار خداست حكمتي داره...ياد حرفهاي قشنگش مي دونم مثل يه داغه اون دلت خيلي گرفته شده قلبت پاره پاره اون كه رفته ديگه رفته ديگه اون دوست نداره ديگه دست بردارعزيزم برو سوي عشق تازه هيچ كسي نمي دونه توي دلت چي ميگذره حرفهات اندازه ي كوهه پرغروري خيلي ساده اون كه رفته ديگه رفته ديگه برگشتن نداره اگه دوست داشت نمي رفت حتي واسه ي يه لحظه...