سلام اين بار يه شعر از اهنگ هايی که حميرا خونده ميزارم خودم اين اهنگ را خيلی دوست دارم اگه واقعا برين تو عمقش می بينی که واقعيت را گفته اميدوارم شما هم خوشتون بياد

ای مهتاب عشق بتاب  ای باران عشق ببار ای خورشید محبت بسوزان بنیاده جنگ و کینه ها را
آی آدمها بیاید بشوید گرد و غباره سینه ها را  این همه حرص و طمع برای چی آخه این دنیا مگه برای کیست شاهان همه رفتن کاخها بجامانده شاه و گدا مردند دنیا بجا مانده چه کسی با خود برده ذره ای از مال دنیا را چه کسی پیمان بسته که ببینه صبح فردا را وقتی آدم یه روزی فنا میشــــــــه
می میره روح از بدن جدا میشه پس دیگه جنگ و جدال واسه چیه اونیکه مونده تو این دنیا کیه
اونیکه مونده تو این دنیا کیه شاهان همه رفتن کاخها به جا مانده شاه و گدا مردند دنیا بجا مانده
انسان چرا وقتی که به قدرتی میرسه خودش رو گم میکنه این همه ظلم میکنه این عمر کوتاه ما تموم میشه یه روزی طعم خاک میشویم نیستو هلاک میشویم شاهان همه رفتن کاخها بجا مانده
شاه وگدا مردند دنیا بجا مانده خدای توانا فرا خوانده ما را بسوی آدمیت به نور حقیقت
خداوند عاشق فرا خوانده ما را به عشق و محبت نه بر خشم و نفرت ما همه از خاکیم دوباره بر خاکیم
نه باقی مطلق و نه بام افلاکیم