گفتم ای خوبم به فریادم برس افتاده ام ز پا ... ولی باور نکردی

گفتم از نامهربان بودن پشیمان می شوی فردا.... ولی باور نکردی

گفتم از ناباوری مُردم بیا و باورم کن

کم کن آزارم که می مانی تک و تنها .... ولی باور نکردی

اشک من را دیدی و خندیدی و خونسرد رفتی

سوختن ها را تماشا کردی پر پر زدنها را .... ولی باور نکردی

من به تو خوبی کردم و تو بدی کردی به من

گفتم ای غافل ندارد ارزشی دنیا... ولی باور نکردی